پرسید پس از عشق بازی چه می کنی؟

گفتم : عشق بازی ، سپس عشق بازی ، عشق بازی…

و،عشق بازی شعر سرودن است و

معشوق همانند زیباترین شعری که سروده ای و

هزارن بار آن را خوانده ای و می خوانی ، و

آرزوی خواندنش را داری.

هر بار که نوازش اش می کنی،

هر بار که دست اش را می فشاری ،

هر بار که در آغوش ات می گیری ،

هر بارکه او را می بوسی،

زیری ، زبری ، بیتی ، نیم بیتی به آن اضافه کرده ای.

معشوق زیباترین شعر بی انتهاست.و،

حتی زمانیکه در آغوش ات می فشاری ،

جذب وجودت می شود، یکی می شوید،

معشوق زیبا ترین شعر است که در تنهایی می خوانی.

زیباترین شعر بی پایان!